بخواب نور دیده ام علی به لایلای من

به گوش تو نمی رسد مگر چو نی نوای من

ادامه در ادامه ی مطلب

بخواب نور دیده ام علی به لایلای من

به گوش تو نمی رسد مگر چو نی نوای من

بخواب خفته آفتاب برآمده است ماهتاب

جهان چرا نشد خراب ز وای تو ز وای من

رباب کامیاب بود به دیده ی تو خواب بود

اگر به خیمه آب بود دوای تو دوای من

تو غنچه ی جوانیم به شاخ زندگانیم

حیات جاودانیم بقای تو بقای من

رباب دل کباب شد امید دل سراب شد

به خیمه قحط آب شد بلای تو بلای من

طراوت بهار من چراغ شام تار من

تو زینت کنار من صفای تو صفای من

ز تشنگی تو دل کباب به ناله مادرت رباب

چرا نشگت مستجاب دعای تو دعای من

علی ز سوزش عطش لبان توست مرتعش

چه فایده ز کشمکش برای تو برای من

چو مرغ پرشکسته ام ز ناله چون تو خسته ام

تو را که دست بسته ام نوا بود سزای من

تو سوزمی تو سازمی تو نازمی نیازمی

تو نغمه ی حجازمی نوای تو نوای من

سپید پر کبوترم تویی کبوتر حرم

دمی بخواب دربرم علی به لایلای من

برادرت به یاد تو کند چو آب جستجو

مگر رسد به داد اود خدای تو خدای من

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 تیر 1394    | توسط: خادم حضرت علی اصغر (ع)    | طبقه بندی: احوالات ولادت، مدح و شهادت حضرت باب الحوائج علی اصغر (ع)،     |
نظرات()