افسرده شد از باد مخالف چمن من

کس نیست در این شهر شریک محن من

این گوشه ی زندان شده بیت الحزن من

در غزبت اگر مرگ بگیرد بدن من

آیا که کَنَد قبر و که دوزد کفن من

ادامه در ادامه ی مطلب

افسرده شد از باد مخالف چمن من

کس نیست در این شهر شریک محن من

این گوشه ی زندان شده بیت الحزن من

در غزبت اگر مرگ بگیرد بدن من

آیا که کَنَد قبر و که دوزد کفن من

رحمی به غریبیّ من خسته برآرید

شرحی پی اخبار به معصومه نگارید

زان پیش که جسمم به دل خاک سپارید

تابوت مرا جای بلندی بگذارید

تا باد برد بوی مرا بر وطن من

افسرده و دلخسته و پابند ملالم

دور از وطن و حسرت دیدار عیالم

جز دیدن معصومه دگر نیست خیالم

محتاج به شرح است پریشانی حالم

آن شرح نهان فاش ز آه علن من

ایی کاش که از این همه نعمای جهانی

می بود مرا در وطن امنیّت جانی

تا نزد عیال خودم آسوده زمانی

بنشسته و قانع بُدمی بر لب نانی

بودی رخ اطفال حزینم سمن من

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394    | توسط: خادم حضرت علی اصغر (ع)    | طبقه بندی: احوالات میلاد، مدح و شهادت حضرت موسی ابن جعفر امام کاظم (ع)،     |
نظرات()